کوهنوردی ایران
حسن جوادیان
حسن جوادیان، سرمایهای که از دست رفت
حسن جوادیان، سرمایهای که از دست رفت
نویسندگان مقاله: ابراهیم نوتاش و عباس محمدی
حسن جوادیان (متولد ۱۳۶۲در کرمانشاه) در روز جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ هنگام فرود روی دیوارهای در منطقهی چشمهسهراب کرمانشاه، در جریان یک گشایش مسیر، سقوط کرد و جان باخت. درگذشت او خسارتی بزرگ برای کوهنوردی فنی ایران بود؛ انگشتشمار سنگنوردانی داشته ایم که به بهترین رتبهها در صعودهای سالنی دست یافته باشند و پس از چند سال، چنین پرکار و باکیفیت روی به مسیرهای بلند طبیعی بیاورند و چنین مسیرگشاییهایی کرده باشند. همین دو هفته پیش بود که در گفتگویی با چند تن از دوستان، حسن را به استناد گفتههای چند تن از سنگنوردان پرآوازهی خارجی که در جشنوارههای بیستون کارهای او را دیده بودند، و برپایهی شور و شوق کممانندی که در او سراغ داشتیم، پدیدهای بزرگ در کوهنوردی کشور خواندیم. افسوس که چنین سنگنورد نخبهای در نتیجهی اشتباهی شناختهشده که دربارهی آن بسیار چیزها نوشته و گفته شده است، از دست دادیم.
حسن جوادیان از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ در چند رده، رتبههای اول تا سوم مسابقههای سنگنوردی کشوری را به دست آورد(۱)، و چند سال بعد به دیوارهنوردی پرداخت و در این کار به بالاترین سطح رسید و کارش قابل مقایسه با دیوارهنوردان خوب اروپایی شد؛ شاهد بر این مدعا این که در فاصلهی سالهای ۹۱ تا ۹۳ فقط در چالابهی کرمانشاه، با برگزاری مجموعه برنامههایی با عنوان «سفر سنگ»، ۸۳ مسیر نو با درجهی سختیهای بالا (تا ۵.۱۴) باز کرد. همچنین منطقهی چشمهسهراب را به جامعهی سنگنوردی ایران و شماری از بهترین دیوارهنوردان اروپایی معرفی کرد و در آنجا چندین مسیر باز کرد. در نخستین دورهی آموزش دیوارهنوردی ایمن که دو کوهنورد برجستهی فرانسوی، گی ابر (Guy Abert) و دانیل دو لاک (Daniel du Lac) در نوروز ۱۳۹۳ در تهران برگزار کردند، حسن تنها کسی بود که نمرهی A (بالاترین امتیاز) را آورد.
علت سقوط حسن، در رفتن او از انتهای طناب فرود بوده است. یکی از نخستین درسهایی که در سنگنوردی عمومی میدهند، این است که حتما انتهای پایینی طناب فرود خود را گره بزنید تا اگر ته طناب به طاقچه یا زمین نرسیده بود، از آخر طناب در نروید. چرا حسن، با آن همه تجربه و توانایی، این نکتهی ابتدایی را رعایت نکرده بود؟! اکنون برای ما بسیار ساده است که بگوییم او اشتباه کرد، و این جملهی کلیشهای را تکرار کنیم که: «در کوهستان، نخستین اشتباه آخرین اشتباه است». واقعیت این است که همیشه چنین نیست، و هر کوهنورد و سنگنوردی (مانند دیگر انسانها در دیگر زمینهها) اشتباههای بسیاری را مرتکب میشود، و در بسیاری موردها خطر از سر میگذرد یا به یک آسیبدیدگی میانجامد. اما موردی هم پیش میآید که دیگر قضیه به خیر و خوشی پایان نمیپذیرد و روز واقعه فرا میرسد… . به نظر میرسد اشتباههای کوهنوردی، “اثر تجمعی” (cumulative) دارند، یعنی مانند شرایطی که یک دارو به اشتباه (اما نه به اندازهای که مرگآور باشد) مصرف میشود و شخص میپندارد که اتفاقی نیفتاده، اما اثر هر بار مصرف در شخص باقی میماند تا آن که سرانجام وی را از پای بیاندازد. به بیان دیگر، اثر هر اشتباه، در سرنوشت کوهنورد باقی میماند و تجمع مییابد و یک روز کار دستش میدهد.
مکتب دیوارهنوردی کرمانشاه، تاثیر مثبت انکار ناشدنی در شکلگیری و ارتقای سنگنوردی در ایران داشته است، در عین حال این مکتب تا حدی دچار “نشانگان
ندیدن خطر در کوه” (۲) است. یعنی کرمانشاهیان، شاید به دلیل تسلطی که در کار بر روی دیوارههای بیستون و طاق بستان و دیگر سختونهای بلند منطقه دارند، خطر را جدی نمیگیرند (که البته این وضع، پس از جشنوارهی دوم بیستون بسیار بهتر شد). این نکته، مورد توجه دیوارهنوردان خارجی شرکتکننده در جشنوارههای بیستون بوده است؛ بهویژه دیوارهنوردان فرانسوی که پس از سه دوره حضور در این رویداد به نوعی دلبسته به بیستون و کرمانشاهیان شده اند، در چند سال گذشته بر این نقطه ضعف انگشت گذاشته و بارها به ایمن نبودن کارگاههایی که کرمانشاهیان بر بیستون ترتیب میدهند، و بر سهلانگاری آنان به هنگام صعود اشاره داشته اند. همین نکتهها انگیزهی برگزاری دورهی آموزشی دیوارهنوردی ایمن شد.
اشاره به یک نقطه ضعف در مکتب کرمانشاه، البته به معنای آن نیست که در دیگر نقاط کشور، وضعیت روبراه است. بارها بر روی دیوارههایی مانند بندیخچال، یافته، و علم کوه دیده ایم که دیوارهنورد بی آن که حمایت موثری داشته باشد، یا حتی در طناب باشد به سرعت صعود میکند، یا روی یک تک میخ یا کارگاه قدیمی نامطمئن فرود میرود. حتی موردهایی داشته ایم مانند زندهیاد شهریار امیرسلیمانی (دیوارهی علم کوه، ۱۳۶۵) که نه تنها ته طناب فرود را گره نزده بود، بلکه هنگامی که متوجه شد که طنابش به طاقچه نرسیده، تصمیم گرفت که با پرش خود را به طاقچه برساند!
جامعهی کوهنوردی ما نیاز زیادی به آموزش، و به بازنگری در رفتارهای خود دارد… و البته نباید فراموش کرد که: اشتباههای بزرگ برای مردان بزرگ است! خطر در کوهنوردی هیچگاه به صفر نمیرسد، و کسانی که پیوسته به کارهای سخت میپردازند، بیشتر در معرض اشتباه و خطر هستند؛ چنان که رانندگان حرفهای بیشتر در معرض خطر تصادف جادهای، و آتشنشانان بیشتر در معرض سوختگی هستند… ، و همانگونه که زندهیاد فرشاد خلیلی خوشهمهر یکی از بهترین مربیان بهمنشناس ایران موجب گرفتاری خود و هفت همراه دیگرش در بهمن شد. در بیرون از ایران هم بسیار کوهنوردان خبره بوده اند که به علل باورنکردنی جان باخته اند؛ در آوریل ۲۰۱۳ در خبرها آمده بود که کرگ پاترسون (craig patterson) آموزشگر بهمن در یوتای آمریکا بر اثر ریزش بهمن جان باخته است. همین چند هفته پیش هم دین پاتر (Dean Potter) دیوارهنورد و پرندهی اعجوبه که کارهای بسیار دشوار سرعتی، تکی، و… در یوسمیتی، فیتزروی و دیگر جاها به انجام رسانده بود، در یک پرواز در منطقهای غیرمجاز(!) به همراه دوستش گراهام هانت (Graham Hunt) سقوط کرد و درگذشت. کوهنوردان بزرگی مانند پییر بگین (Pierre Beghin) ، ژان کریستف لافای (Jean Christophe Lafaille) و بسیار کوهنوردان نخبهی دیگر که کارنامههای کممانند در صعودهای دشوار هیمالیایی و جز آن داشته و راهنمای کوهستان یا کارشناس برف و بهمن و … هم بوده اند، به علت ارتکاب اشتباه، یا تشخیص نادرست، یا بدبیاری و جز آن در کوه جان باخته اند. گی ابر فرانسوی که کارنامهای مملو از دیوارهنوردیها و کوهنوردیهای فوق دشوار در سختترین کوههای جهان دارد، دو سال پیش در سنگسر (سومین اردوی سنگنوردی برتر) میگفت که همهی دوستانش که در سختترین صعودها همراه او بوده اند، در کوه مرده اند.
حسن جوادیان یک سنگنورد فوقالعاده و شخصیتی بااخلاق و مردمدار بود؛ اشتباهی که به جان باختن او انجامید، چیزی از بزرگی کارهای وی و از خاطرهی گرانقدرش نمیکاهد. امیدواریم که خانوادهی او بتواند این غم بزرگ را با شکیبایی تاب آورد.
پینوشت
۱) مقامهای زندهیاد حسن جوادیان در مسابقههای صعود:
* ۱۳۸۰، شیراز، رتبهی نخست مسابقهی جوانان
* ۱۳۸۱، شیراز، رتبهی سوم مسابقهی جوانان
* ۱۳۸۲، زنجان، رتبهی دوم جام فجر در رشتهی لید
* ۱۳۸۲، زنجان، رتبهی دوم مستر کاپ در رشتهی لید
* ۱۳۸۳، اصفهان، رتبهی نخست جام سولو
* ۱۳۸۳،تهران، رتبهی سوم جام بهار
* ۱۳۸۴، حضور در مسابقات آسیایی تهران
از سال ۱۳۸۵، دچار آسیبدیدگی دست شد و سنگنوردی جدی را برای مدتی کنار گذاشت.
۲) نشانگان یا syndrome مجموعهای از علامتها است که نشانگر یک اختلال خاص است. اصطلاح “نشانگان ندیدن خطر در کوه” را برای عارضهای ابداع کرده ایم که علامتهای آن عبارت است از: بیاعتنایی به عاملهای خطرساز، سرسری گرفتن آموزههای جدی، فدا کردن ایمنی به خاطر سرعت، عادی شدگی دستیازی به کارهای خطرناک (استفاده نکردن از کلاه ایمنی، خودداری از بازنگری گرهها و کنترل دوبارهی کارگاه صعود یا طناب فرود…) و مانند اینها.
ابراهیم بابایی عمامه